در اورژانس بیمارستان ها چه می گذرد؟

در اورژانس بیمارستان ها چه می گذرد؟

پاراسول: می گویند آدم هایی كه در اورژانس بیمارستان ها كار می كنند سرسخت ترین كادر پزشكی دنیا هستند. همزمان آدم هایی كه راهشان به اورژانس می افتد معمولا مستاصل و بسیار نگران هستند. شاید تركیب این دو خاصیت است كه موجب میگردد خیلی ها اورژانس بیمارستان را جایی «بی در و پیكر» بدانند.



برای كسی كه روی تخت بیمارستانی خوابیده، پزشكی سراغش نمی آید، در حال افقی باید دور و برش را تحلیل كند و به سوال های گاه و بیگاه آدم های ناشناسی كه از راهرو رد می شوند پاسخ دهد، اورژانس بیشتر از حد معمول آزاردهنده است؛ جایی پر از كادر پزشكی گرفتار، آدم هایی كه برای معاینه شدن از حداكثر توانشان در داد زدن استفاده می نمایند، همراهان بیماران، اغلب با تمركز ذهنی بسیار كم كه هر نوع رسیدگی به بیمارشان را سهل انگارانه می دانند، در كنار تلفن هایی كه زنگ می خورد، تخت هایی كه وارد می شوند و مرگ و زندگی كه جریان دارد.

هر چند بیمارستان هایی هستند كه هیچ همراهی را به بخش اورژانس راه نمی دهند اما در اورژانس اغلب بیمارستان ها این روزها حضور همراه ضروری می باشد. بدون همراه امكان دارد آدمی كه با آمبولانس به بیمارستان آمده، ساعت ها روی تخت در راهرو باقی بماند؛ جایی كه هم در دست و پای كادر بیمارستان است و هم محروم از تشخیص پزشكی.

وظیفه همراه در اغلب اورژانس های بیمارستان ها، پرداخت هزینه ها، تهیه داروها، منتقل كردن بیمار به بخش های مختلف برای انجام آزمایش و تصویربرداری و گاهی نظام دادن به تخت بیمار، یادآوری بیمار به كادر پزشكی، توصیف وضعیت بیمار پیش از افتادن روی تخت و اغلب شكایت كردن از كادر پزشكی است. با این وجود، كمتر پیش می آید كه از همراهان بیماران در بیمارستان ها استقبال خوبی شود.

خانم پرستاری در شیفت روز جمعه یك بیمارستانی آموزشی می گوید: «بیشتر از خود بیماران، همراهان هستند كه آدم را خسته می كنند. خیلی ها اصلا آنقدرها حالشان بد نیست كه با آمبولانس به بیمارستان بیایند ولی مردم دوست دارند اورژانس را مثل درمانگاه ببینند. تا كسی حال تهوع دارد یا سردرد دارد یا در مراسمی از حال می رود، فوری به اورژانس زنگ می زنند و بعد هم یك ماشین آدم راه می افتند دنبال بیمار. هر چه می گوییم یك همراه كافی است، فایده ای ندارد. همه هم همیشه طلبكار هستند. انگار تقصیر من است كه بلایی سرشان آمده».

بخشی از درگیری پرستاران اورژانس با كادر پزشكی بر سر تعیین وضعیت بیمار و نیازش به درمان های مختلف است. اغلب پرستاران ترجیح می دهند حال بیماران را بهتر از آن چیزی كه پزشكان ارزیابی می كنند، بدانند. خانم پرستار دیگری در شیفت روز سه شنبه یك بیمارستان در تهران می گوید: «هر كسی كه از در وارد می شود، دكتر اول از همه برایش یك سرم می نویسد، در حالیكه خیلی از اینها حالشان خوب است و می توانند راه بروند و به جای دیگری بازگشت كنند».

وقتی بیماری با آمبولانس وارد اورژانس می شود، پیش از ورود به بخش اورژانس در واحد تریاژ كه مسئول آن یك پرستار كاركشته است، تقسیم بندی میگردد. رده اول، بیماران با شرایط بسیار حاد هستند كه نیاز به CPR یا احیای قلبی - ریوی دارند. چنین بیمارانی معمولا بدون فوت وقت به واحد CPR فرستاده می شوند. چه همراه با آنها باشد و چه نباشد، به سرعت معاینه می شوند و برای ثابت كردن وضعیتشان اقدامات لازم انجام میگردد. پس از آنها بیمارانی هستند كه در طبقه حاد اول قرار می گیرند. اتاق های «حاد ۱» در اورژانس بیمارستان ها معمولا نسبت به بخش های بعدی، رسیدگی پزشكی سریع تری دریافت می كنند. وضعیت «حاد ۲» سومین طبقه است و پس از آن دو گروه دیگر بیماران در رده های ۴ و ۵ قرار می گیرند.

دكتر حسین كرمانپور، رئیس بخش اورژانس بیمارستان سینا می گوید: «معمولا تعلل در رسیدگی به بیماران مربوط به كسانی است كه در طبقه سوم به بعد قرار می گیرند؛ افرادی كه وضعیتشان به نسبت گروه های دیگری كه در اورژانس هستند كمتر بحرانی است. عمده نارضایتی ها هم مربوط به همین گروه از بیماران یا خانواده های آنهاست».

با اینكه بیشتر كادر درمانی بویژه در بخش اورژانس از حضور همراهان بیمار استقبال نمی كنند، عملا بدون حضور همراه هم همه چیز به هم گره می خورد. دكتر كرمانپور می گوید: «مشكل نیروی انسانی و تجهیزات در بیمارستان ها، اظهر من الشمس است و نیازی به تاكید دوباره بر آن نیست. دیگر همه می دانند كه استانداردها برای این بخش چقدر است و ما چقدر كمبود داریم. علاوه بر این استانداردهای پذیرش در اورژانس ها رعایت نمی گردد و خیلی ها با مشكلاتی كه واقعا اورژانسی نیست به بخش اورژانس بازگشت می كنند و این به باقی مشكلات اضافه می كند».

ورود بیمار به بخش اورژانس بیمارستان از سه راه ممكن است؛ اول، تماس هایی كه با ۱۱۵ گرفته میگردد و كسانی كه توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل می شوند. این بیماران چون برخی امدادهای ابتدایی را بسته به موقعیت و نیازشان در آمبولانس دریافت كرده اند، حداقل در پذیرش و تقسیم بندی زحمت كمتری برای كادر اورژانس دارند. عده ای از بیماران توسط مردم به بیمارستان انتقال داده می شوند. گاهی مصدومان تصادف را هم با ماشین شخصی یا تاكسی به بیمارستان می رسانند و این، دریافت كمك از كادر اورژانس را پیچیده تر می كند، ضمن آنكه بعدا برای بیماران مشكلات بیمه ای هم به وجود می آورد. گروه سوم، بیمارانی هستند كه معمولا توسط پزشكان ارجاع داده می شوند. افرادی كه پزشك برایشان تشخیص فوری داده است و با نسخه بازگشت می كنند تا درمان بیمارستانی كه نیاز دارند در حداكثر سرعت به آنها داده شود.

پروتكل های وزارت بهداشت اجازه نمی دهد كه اورژانس بیمارستان ها تحت هر شرایطی كه باشند، بیماری كه به اورژانس مراجعه نموده را رد كنند و این یكی دیگر از مشكلات بیمارستان هاست. دكتر كرمانپور می گوید: «وقتی اورژانس بیمارستانی بسیار شلوغ باشد، ما می توانیم با مركز فوریت ها تماس بگیریم و بخواهیم كه مثلا برای یك ساعت بیماری را با آمبولانس به بیمارستان ارجاع ندهند تا بتوانیم ورودی ها را مدیریت نماییم اما این تنها یكی از طریق های ورود بیمار به بخش اورژانس است. وقتی در نزدیكی بیمارستان حادثه ای رخ داده و مردم خودشان مصدومان را به بیمارستان می رسانند، ما نمی توانیم با توضیح اینكه تخت خالی نداریم بیماران را نپذیریم!»

«تخت» در اورژانس بیمارستان یك مساله جدی است. كاركنان اورژانس عموما برای پیدا كردن تخت برای بیمارانی كه به بیمارستان می آورند باید دقایقی منتظر شوند. همراهانی كه بیماران را به بیمارستان می رسانند هم در ابتدای ورود به بیمارستان باید تخت خالی برای بیمارشان پیدا كنند. در نتیجه عجیب نیست كه بیماران در اورژانس بیمارستان با این سوال آدم های جدیدالورود روبه رو می شوند: «حالتان خوب است؟ میگردد از تخت بیایید پایین؟ میگردد كیف من روی این تخت باشد تا بیمارمان را بیاوریم داخل؟»

در مجموع، شكل قضیه این است كه تعداد تخت ها كافی نیست، تعداد بیماران زیاد است، تعداد كاركنان كادر پزشكی كم است و باید كسی همراه بیمار باشد كه داروهایش را از داروخانه بگیرد، هزینه عكس و آزمایش هایش را پرداخت كند، بیمار را برای گرفتن عكس و آزمایش این طرف و آن طرف ببرد، همزمان در دست و پای كادر پزشكی نباشد، اگر توضیحی به او داده شد، آنرا به دقت و درستی بفهمد و به چیزی اعتراض نكند و درك كند كه موقعیت اورژانس بسیار خطیر است. از جانب دیگر، كادر پزشكی برای همه این كارها به همراه بیمار نیاز دارد اما نمی تواند مدام تحمل كند كه برای آدم های بسیار نگران با زبانی نرم و قابل فهم توضیح دهد. آن طور كه دكتر كرمانپور تاكید می كند، كمك گرفتن از همراه بیمار برای بیمارستان ها بعنوان عادت در آمده است و وقتی كادر عادت دارد كه یك نفر همراه بیمار است كه رسیدگی به او را كنترل می كند، بیمارانی كه همراه ندارند به سبب همین آداپته شدن كادر درمانی با حضور همراه در اورژانس، احیانا كمتر مورد توجه قرار می گیرند.

اگر تجربه ای از بازگشت به اورژانس بیمارستان ها دارد به اشتراك بگذارید.

ایسنا - فاطمه كریمخان




1397/10/15
13:39:29
5.0 / 5
17
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
پاراسل
parasol.ir - حقوق مادی و معنوی سایت پاراسول محفوظ است

پاراسل پاراسول

پاراسل همان چتر آفتابی است